سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

218

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

« محمد وادار به خروج شد ، او قبل از آن وقتى كه با ابراهيم برادرش بر آن توافق كرده بودند ، خروج كرد » ، همان‌گونه كه اصفهانى در ابتداى فصلى كه به قيام نفس زكيه و كشته شدنش اختصاص داده است ، مىگويد : « سبب عجله او براى قيام ، آن هم قبل از پايان يافتن كار داعيانش كه به سرزمين‌هاى مختلف فرستاده اين است كه . . . » « 1 » نفس زكيه بر محبت مردم به خاندان على بن ابى طالب عليه السّلام و اعتقادشان به اين‌كه بنى عباس حقوق اين خاندان را در خلافت غصب كرده‌اند ، و نيز اين‌كه بنى هاشم در اواخر عصر اموى با محمد بيعت كرده‌اند اعتماد كرده بود . « 2 » گرچه محمد به ورع و تقوا و اخلاق پسنديده ، متصف بود ، اما براى گسترش دعوت خود در شهرهاى اسلامى و نشر اين دعوت ، همت كافى برنامه‌ريزى درستى نداشت و وسايل لازم را براى پيروزى فراهم نكرد . اگر بخواهيم روش‌هاى دعوت نفس زكيه را در شهرهاى مختلف ، با روش‌هاى عباسيان از زمانى كه دعوت خود را در اواخر عصر اموى انتشار دادند مقايسه كنيم ، متوجه مىشويم كه عباسيان بسيار پرنشاطتر و دقيق‌تر و با سازمان‌دهى بهترى عمل كرده‌اند . دعوت عباسيان از سال 100 ق شروع شد و 32 سال ادامه پيدا كرد تا اين‌كه در سال 132 ق به ثمر نشست و دولت عباسى تشكيل شد . عباسيان براى دعوتشان سازمان‌دهى دقيق و ثابتى را وضع كردند و با ايجاد اماكن و پايگاه‌هاى سرّى ، داعيان و نقبا را به تمامى نقاط فرستاده و روش‌هاى دعوت را برايشان ترسيم كردند . آنان سربازانى گرد آوردند و به كار جمع‌آورى سلاح و آموزش نظامى سپاهيان اهتمام ورزيدند كه اين امور موفقيت و پيروزى سپاهيان عباسى را در رويارويى با امويان به دنبال داشتند ، « 3 » حال آن‌كه نفس زكيه به فرستادن تعدادى از برادران و فرزندانش به چند شهر اسلامى قناعت كرد ؛ « 4 » چرا كه گمان مىكرد مردم ، بيعت‌كنان به ايشان روى مىآورند و زمانى كه قيامش را در حجاز آشكار مىكند ، به سويش آمده و او را پشتيبانى و يارى مىكنند . دفاتر و ديوان‌هاى داعيانى

--> ( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 6 ، ص 206 . ( 2 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 349 / شريف تاج الدين ، غاية الاختصار ، ص 12 . ( 3 ) . دينورى ، الأخبار الطوال ، ص 365 . ( 4 ) . مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 308 .